.

نه به جغد جنگ

چاپ خبر
 | 
شناسه خبر: 32343
 | 
تاریخ انتشار: 23 آبان 1400 - 11:32
گویی عده‌ای در جمهوری اسلامی دوام و بقای خود را در دشمنی و ستیزه جویی می دانند و تمام تلاش خود را در دشمن سازی و نفرت پراکنی و نفرت انگیزی می جویند.
نه به جغد جنگ

هداپرس، سعید اندیکلایی سرپرست حزب همبستگی دانش آموختگان مازندران نوشت-  فضای ملتهب و مشوش امروز منطقه یادآور سالهای آغازین انقلاب به ویژه تابستان تلخ سال 59 می باشد. روزهایی که دیکتاتور مجنون و معدوم بغداد، به تحریک تحرکات نابخردانه داخلی خود را برای آغاز حمله ویرانگر و خانمانسوز آماده می کرد.رهبران روحانی حکومت اسلامی در آن اوان، در میان شور و احساساتی انقلابی هرگز به مخیله اشان هم خطور نمی کردکه دیوانه ای در آن سوی مرز لباس رزم پوشیده و تا بن دندان مسلح گشته است . حتی تذکرات جدی سفیروقت جمهوری اسلامی در بغداد_ سید محمود دعایی _ به مقامات عالی رتبه نظام ، یورش قریب الوقوع ارتش بعث را مسلم می دانست، مفید فایده واقع نگردید.

تا سرانجام صاعقه ی فاجعه فرود آمد و ارتش افسارگسیخته عراق ،مرزهای جنوبی را در نوردید و بسیاری از شهرها و روستاهای سرزمین انقلاب زده ی ما را به خاک و خون کشید. اگر بخواهیم به شرح جنایات ماههای آغازین جنگ بپردازیم خود در حوصله ی این نوشتار نمی گنجد.هدف نگارنده،مقایسه و مشابه سازی حال و روز این روز‌های سرزمین طاعون زده با تابستان سیاه 59 می باشد.

رقیب قدرتمند سیاسی _ مذهبی حکومت اسلامی گویی به سیم آخر زده و حالت تهاجمی گرفته است، تحولات و اتفاقات داخلی عربستان سعودی حاوی خبرهای خوشی برای جمهوری اسلامی نیست. خرید تسلیحات جنون آمیز نظامی، جنگهای نیابتی در سوریه و یمن،اتهامات تروریستی و خرابکاری به جمهوری اسلامی همان بهانه هایی است که صدام حسین در سال 59 به ریش حاکمان جمهوری اسلامی ایران گره می زد. لازم به تذکار نیست که وضعیت امروز ایران با سالهای اول انقلاب تفاوت آن از زمین تا آسمان است. ما در منطقه و دنیا حتی یک دوست همدل و صادق نداریم.

تحریم های سنگینی که در آغاز کاغذ پاره هایی بیش نبودند ،حتی با بستن نطفه برجام ره به جایی نبرد و شیرازه اقتصاد بیمار و رو به موت ما را از هم پاشانده است.

گویی عده‌ای در جمهوری اسلامی دوام و بقای خود را در دشمنی و ستیزه جویی می دانند و تمام تلاش خود را در دشمن سازی و نفرت پراکنی و نفرت انگیزی می جویند، غافل از آنکه بر شاخه نشسته و بن می برند و کسی که بذر کینه و نفرت بکارد طوفان جنگ و ویرانی و عداوت درو خواهد
جمهوری اسلامی در چهاردهه ی گذشته، با شعارهای فاقد پشتوانه فکری و عملی و نيز شاخ و شانه کشیدن برای آدم و عالم ، خود را به چنان ورطه و پرتگاهي کشانده که حتی معجزه های محیرالعقول صدر اسلام نیز، توان نجات آن را ندارد.

چالش های بزرگ و مهارنشدني مانند تحریم های ویرانگر بین المللی، از دست دادن مشروعیت داخلی و خارجی، بحران های زیست محیطی مثل کم آبی و خشکسالی، نابودی جنگل ها و مراتع، تالاب ها و دریاچه ها، نابودی ارزش پول ملی و ده ها فاجعه ملی دیگر، اعتماد مردم را خدشه دار نموده و رابطه مردم _ حاکمیت را به پایین ترین حد خود تنزل داده است.

تورم افسارگسیخته طبقات متوسط جامعه را نیز به زیر خط فقر کشانده و امید به آینده را از بین برده است. علاوه بر همه ی این مصائب ، رسانه های جنگ طلب داخلی که به دست عده ای از دل گریخته ها اداره میشوند هر روز در شیپور جنگ می دمند و هل من مبارز می طلبند.

در این روزهای حساس و سرنوشت ساز که کوچکترین خبط و خطا ممکن است به قیمت ویرانی ایران پایان پذیرد .تمام کسانی که دل در گرو مام میهن دارند با دلهره و نگرانی چون بید بر سر بقای ملک و میهن می لرزند و بیم آن دارند که مبادا شهریور شوم 59 تکرار شود.

راقم این سطور که خود چونان میلیون‌ها ایرانی دیگر طعم زهرآگین جنگ را چشیده و دوتن از بهترین اعضای خانواده را در تنور سیری ناپذیر جنگ از دست داده، این روزها آرام و قرار ندارد و از صمیم قلب آرزو می نماید که خواب جنگ افروزان داخلی و همفکران منطقه ای آنها تعبیر نشود والا نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاک نشان. امروز عقلای قوم وظیفه ای تاریخی بر عهده دارند تا به هر طریق ممکن بزرگان را ا قانع کنند که دست از لجاجت و خصومت بردارند، چراکه تجارب تاریخی ثابت کرده که هیچ جنگی برنده ی نهایی ندارد.

عربده کشان و آتش به اختیاران و آقازاده ها و برجام سوزان و مخالفان آن که این روزها در خارج از گود نشسته و فریاد لنگش کن آنها گوش فلک را کر کرده ،علاوه بر گرین کارت و اقامت در سن پطرزبورگ و دیگر بلاد کفر، همان ترسوها و فراری های زمان نبرد ملی _میهنی هشت ساله هستند که بی تردید پرچم های لرزان فردا خواهند بود.

اینان بر سر خوان بی دریغ و یغما زده انقلاب نشسته و سهم پایان ناپذیر خود را می بلعند و طلبکار خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنگ هستند.شروران کیهان نشین و بی شریعتی که راز بقای آنها در شر و شرارت و شرانگیزی است.

این نوشتار را با سروده ای از دانشمند وطن پرست و مبارز خستگی ناپذیر مشروطه استاد ملک الشعرای بهار به پایان می برم:

فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
که تا ابد بریده باد، نای او

بریده باد نای او و تا ابد
گسسته و شکسته پر و پای او.

چه باشد از بلای جنگ صعب تر
که کس امان نیابد از بلای او

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

فرجام نافرجام برجام

برچسب ها:

دیدگاه خود را ارسال کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.