.

اصلاح درونی اشخاص، می تواند موجب تسریع در فرآیند اصلاحات اجتماعی و توسعه گردد

چاپ خبر
 | 
شناسه خبر: 32640
 | 
تاریخ انتشار: 14 آذر 1400 - 11:22
بطور جدی نیاز است نخبگان کشور در اصلاح خصوصیات خود بکوشند تا تأثیر مثبت و شایسته ای روی اقشار مردم و به اصطلاح توده ها در حوزه های میدانی بگذارند.
اصلاح درونی اشخاص، می تواند موجب تسریع در فرآیند اصلاحات اجتماعی و توسعه گردد

هداپرس، فرهنگ اسکندری- در مدیریت علمی بر اساس مدل مدیریت کیفت فراگیر(TQM) اندیشمندان براین باورند که رهبران در سازمانها به الگوی زیر مجموعه خود بدل می شوند.

اگر این مقوله را به جامعه بزرگتر تعمیم دهیم متوجه می شویم.رهبران بعبارتی نخبگان و الیت های جامعه هم می توانند بدل به الگوی رفتاری شوند مانند معلمان در مدارس اساتید در دانشگاه ها و مدیریت درسازمان و ……درسازندگی و توسعه اخلاق و معنویات و ارتقای فرهنگ عمومی در جامعه….می توانند نقش سترگی را ایفا نمایند.

بنابراین مسئولیت نخبگان در این باره دو چندان و تاریخی خواهد بود. ابتدا به ساکن بطور جدی نیاز است نخبگان کشور در اصلاح خصوصیات خود بکوشند تا تأثیر مثبت و شایسته ای روی اقشار مردم و به اصطلاح توده ها در حوزه های میدانی بگذارند.

جامعه شناسان باور دارند برخی خصوصیات ناپسند در مرحله عادت و اعتیاد قابل تغییر و تحول است. اما اگر به اصطلاح وارد خون آدمها شود و بصورت خصلت ظهور کند آنگاه مانند ویژگی‌های ژنتیکی تغییر محال خواهد بود.

اما بنظر نگارنده اگر اصلاح نه در قالب شناخت سطحی بلکه بصورت معرفتی و آگاهی از عمق و جان موضوع صورت پذیرد تحول حتمی صورت می پذیرد.بنابراین موضوع آگاهی و آموزش در بستر جامعه در این باره بسیار پراهمیت و نتیجه بخش می باشد.

پس نقش گروه هایی مانند معلم، استاد، نویسنده و روزنامه نگار جزو پیش ران های جامعه در این باره به شمار می آیند.

در نتیجه اصلاحات ابتدا باید از اشخاص بعنوان یک شهروند مسئول با رعایت تمام رسالت شهروندی در پاکیزه نگهداشتن محیط زیست و رعایت مصرف درست در بخش انرژی بویژه آب و…. آغاز و سپس در جامعه ترویج می یابد مسئولیت اصلاح طلبان در چنین مقوله ای بسیار سترگ و مهم ارزیابی می شود.

اما متاسفانه در در این حوزه برخی از اشخاص هنوز موفق نشدند خودسازی و اصلاح را در خویشتن بیآفرینند.

از دوگانگی شخصیتی رنج می برند. در پوسته تظاهر به شخصیت فرهیخته و آوانگار می نمایند. اما از انجاییکه باور عمیقی نسبت به شاخصهای اصلاحات بویژه در درون خویش به لحاظ ویژگی‌های یک انسان توسعه یافته که مهمترین مشخصه وی می باشد دست نیافته لذا ناگزیر به حفظ ظاهر و فریب محیط پیرامونی خود می نماید.اما در بزنگاه‌ها بویژه موقعیتی که منافع اش در معرض خطر واقع شود آنگاه با عصبانیت شخصیت ناشایست اش را عیان می کند.

نگارنده خود شاهد بودم شخصی از همکاران که مدعی یک شخصیت دموکرات و با فرهنگ را بوده وقتی پای منافعش در میان آمد چنان خودخواه و رفتار مشمئز کننده ای از خودبروز داده که هرگز از خاطرم محو نخواهد شد و مورد تعجب بسیاری را بر انگبخته بود. بنده به مافوقش گفتم اگر میخواهید کسی ماهیت اصلی خود را بروز دهد وی را شدیدا عصبانی کنید.

در گروه های سیاسی هم بنده دیدم که فردی کاملا در کمال شگفتی و تاسف بی محابا رفتار چاله میدانی و ناسزاهایی از این دست را تکرار می کرد طرفا بخاطر اینکه طرف مقابل مخالف جدی مواضع اش بوده است.

این نوع پاردوکس رفتاری متعلق به اشخاصی است که اندیشه هاو باورهایشان عمق ندارد واستاد کپی کردن هستتد و بیشتر حرکاتش نمایشی و بدلی است.
این دسته آدمها ضربات مهلکی به جریانهای اصیل خواهند زد.بنابرین باید سریعا شناسایی و در معرض پالایش قرار گیرند.

از این نویسنده بیشتربخوانید:

 

برچسب ها:

دیدگاه خود را ارسال کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.