.

?جنبش اصلاح طلبی و اصوگرایان میانه رو

چاپ خبر
 | 
شناسه خبر: 733
 | 
تاریخ انتشار: 27 اسفند 1395 - 15:29
باید توجه داشت جنبش اصلاح طلبی در کشور یک مجموعه اندیشه های نوین در زمینه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. اصلاح طلبان همواره از دستاوردهای دنیای مدرن در باره دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان و مطبوعات به مفهوم باور مندی از مسایل و قوانین و هنجارهای عرف شده جهانی (سکولار) مانند: منشور جهانی حقوق بشر، حقوق شهروندی و... عدالت اجتماعی به موازات توسعه ملی دفاع کرده است.
?جنبش اصلاح طلبی و اصوگرایان  میانه رو

باید توجه داشت جنبش اصلاح طلبی در کشور یک مجموعه اندیشه های نوین در زمینه  سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. اصلاح طلبان همواره از دستاوردهای دنیای مدرن در باره دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان و مطبوعات به مفهوم باور مندی از مسایل و قوانین و هنجارهای عرف شده جهانی (سکولار) مانند: منشور جهانی حقوق بشر، حقوق شهروندی و… عدالت اجتماعی به موازات توسعه ملی دفاع کرده است.
البته با بومی کردن این اعتقادات براساس شرایط فرهنگی واجتماعی کشور، در این مبارزه باوردارد، همواره روش های گام به گام همراه با صبر و حوصله، بدون خشونت، پیگیری مطالبات زمینی و دست یافتنی و کسب قدرت از طریق صندوق رای با پذیرفتن الزامات قدرت  که رفتاری عملگرایانه (پراگماتیسمی) را همواره سرلوحه راه خود قرار می دهد.
اصلاح طلبان معتقد به داشتن تشکیلات فراگیر، مدرن و دموکراتیک درفعالیت سیاسی می باشند، اما اکنون به دلیل گوناگونی و تنوع (پلورالیزم) فکری به ویژه در تاکتیک های مبارزاتی از تشکیلاتی به صورت جبهه فراگیر سود می جویند. بدیهی است در آینده نه چندان دور در مسیر دستیابی به دموکراسی بهینه، در فرآیند تشکیلاتی خود به یک حزب فراگیر تبدیل خواهند شد.
آن چه مسلم است در اردوی اصولگراها باورهای سنتی و عشیره ای در تشکیلات شان به جای فرهنگ و اندیشه های دموکراتیک متجلی است. البته درفرم و شکل موضوع سازماندهی حزبی دارند بدون وفاداری به اصول دموکراسی حزبی. تشکیلات آنها بیشتر از طریق شیخ مداری اداره می شود با فرهنگ و باورهای مرید مرادی متعلق به دوران تاریخی فئودالیزم، ناگفته نماند طیف های تکنوکرات و نواندیش این جریان درحال فاصله گرفتن با چنین روابطی هستند، که نمونه این جدایی و انشعاب آنها را در انتخابات۷  اسفند ۱۳۹۴ می توان مشاهده نمود. آنها با مرز بندی خود از اصولگرایان رادیکال (جبهه پایداری) با نام اصولگرایان میانه رو به کمپ انتخاباتی اصلاح طلبان پیوستند که البته پس از عدم جذب، ارتباط ولابی ضعیف نمایندگان اصلاح طلب به عنوان جریان سوم بعد از انتخابات به نام اعتدالگرایان مستقل در فراکسیون مجلس دهم ظهور کردند. به نظر بنده این جریان به لحاظ فکری و اندیشه های سیاسی بسمت اصلاح طلبان گرایش پیدا کرده و به لحاظ تشکیلاتی به صورت صنفی به اصولگرایان وابسته هستند، به عبارتی راهنما را به سمت راست می زنند، اما در عمل گردش به چپ حرکت می کنند. در واقع دچار نوعی پارادوکس وحالت نوستالژیک (خاطرات خوش گذشته،) نسبت به صنف خود می باشند. چنین تناقض فکری و رفتاری را می توان در طیف اصلاحات نیز مشاهده نمود که برخی از آنها به ظاهر شعارهای اصلاح طلبانه سر می دهند، اما در عمل رفتار ژنرالی و پدرسالانه غیردموکراتیک از خود بروز می دهند. آقای دکتر روحانی را می توان جرو دسته ای دانست که به طور کامل به مواضع اصلاحات رسیده، اما وابستگی تشکیلاتی اش به طیف میانه اصولگرایان می باشد که البته این جریان برای ایشان امتیازی درپی داشته است تا در دوران ریاست جمهوری به نهادهای مهم قدرت دردست اصولگراها نزدیک شود و سیاست هایش را بهتر به پیش ببرد. همان طوری که در جریان توافق هسته ای (برجام) شاهدش بودیم که حتی به انشعاب اصولگرایان میانه از هم صنف تندرویشان ختم شد. اکنون نیز مشاهده می شود که روحانی کاملا در سیاست داخلی به ویژه در حوزه  خارجی (روابط بین الملل) از مواضع اصلاح طلبان دفاع و عمل کرده و به شدت در این باره نیز مورد هجمه تریبون‌های رسانه ای و تبلیغاتی اصولگرایان افراطی قرار گرفته است.

# فرهنگ_اسکندری
عضو دفتر سیاسی حزب همبستگی دانش آموختگان ایران

برچسب ها:

دیدگاه خود را ارسال کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.