.

نقدی بر چشم بستن مسئولان بر نيازهای اصلی جامعه

چاپ خبر
 | 
شناسه خبر: 29291
 | 
تاریخ انتشار: 29 اردیبهشت 1400 - 12:07
در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که دستخوش تحولات بسیاری است؛ اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... . تحولاتی درون و فراتر از مرزها، اما هرچه هست، این دگرگونی‌ها و نوسانات ، همه اجتماع را تحت تاثیر جدی خود قرار می‌دهد و هر روز نمود آن را به شکلی عریان در انظار عموم می‌بینیم . نمودی که گاهي بسیار تکان دهنده و دردآور است.
نقدی بر چشم بستن مسئولان بر نيازهای اصلی جامعه

فرخنده قربانی‌مقدم*  نوشت- در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که دستخوش تحولات بسیاری است؛ اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … . تحولاتی درون و فراتر از مرزها، اما هرچه هست، این دگرگونی‌ها و نوسانات ، همه اجتماع را تحت تاثیر جدی خود قرار می‌دهد و هر روز نمود آن را به شکلی عریان در انظار عموم می‌بینیم . نمودی که گاهي بسیار تکان دهنده و دردآور است.

وقتی مشکلات عدیده اجتماعی را که گریبانگیر مردم وناشی از عوامل متعددی است تحلیل کنیم، به نتایج عجیبی نسبت به ابتدای انقلاب که سنگ بنای تغییر و تحولی عمیق در جامعه ما و قرار بود به‌واسطه این تغییرات وسیع فرهنگی ، مردم در آرمانشهر و مدینه فاضله زیست كنند، می رسیم و رفتارهایی کاملا متضاد با آن افق ها را می بینیم.در ابتدای انقلاب، ایثار، صمیمیت، مهربانی، یکرنگی و سایر ارزش‌های والای انسانی را مشاهده می‌کردیم، اعمالی که هر روز طول و عرض بیشتری پیدا می‌کرد، چنانكه حال می‌خواهیم آن‌ها را یادآوری کنیم ، به مثابه معجزاتی شبیه بودند که در طول تاریخ نه‌تنها کشورمان بلکه در جهان اتفاق افتاده باشد، ازدواج‌های باشکوه و عجیب ، آدم هایی که گویی صدها دنیا را تجربه کرده و از آن سیر شده باشند، ایثار و شجاعت زنان و مردان در جنگی که مطالعه لحظه‌لحظه آن رعشه بر اندام می‌اندازد و ما با وجود اينکه در بین همین ملت زندگی کرده و می‌کنیم باز هم چشم مان از حیرت باز می‌ماند… و اینک، آیا مردمان قهرمان‌پرور و اسطوره‌ای ، دیوپرور شده‌اند؟

یا باید سرخود را مانند کبک زیر برف کرده و همه چیز را انکار کنیم و یا باید واقعیت را دید و با دیدی روشن به تجزیه تحلیل اوضاع پرداخت که در این صورت است می‌شود راه‌های درست را جست‌و‌جو کرد.به راستی چه شده که در طول حدود چهار دهه، درصد بالایی از ارزش‌ها و زیبایی‌ها و زشتی‌ها، وارونه شده و شاید با تعداد زیادی از افراد روبه‌رو می‌شویم که نه تنها بهایی برای ایثار قائل نیستند، بلکه استفاده از حق دیگری را حق مسلم خود می‌دانند؟ چه شده است که مهربانی‌ها و زیبایی‌های مثال‌زدنی این ملت، تبدیل به خشونت و هتک حرمت‌های باورنکردنی شده است؟

نقش انكار ناپذير زنان

در هر جامعه‌ای سنگ بنای زیرین آن را خانواده و به تبع جوانان آن تشکیل می‌دهد. به جرأت می‌توان گفت بر این دو عنصر اساسی اجتماع ما طی این دهه‌ها ظلم فاحشی رفته است .

اگر درواقع قصدمان نیت خیر برای مردمان مان است، پس اجازه دهید بدون پرده، این موضوعات آنالیز شده و دوایی بر این درد یافته شود. در خانواده نقش اساسی را زن داراست که هرگونه رفتار با وی تاثیر اساسی بر ارکان این سازمان و به تبع جامعه دارد. به‌راستی در جامعه‌ای که زن در خانه خود و از جانب مورد اعتمادترین فردی که به او اعتماد دارد، یعنی همسر، هیچ گونه احساس امنیتی نمی‌کند، چرا که می‌داند و می‌بیند که همسرش می‌تواند به وی خیانت کند و نسبت به او وفادار نباشد و حتی با تعداد زیادی از زنان در ارتباط باشد و آب هم از آب تکان نخورد، چگونه می‌تواند با خیال آسوده و بدون دغدغه به تربیت و اصلاح فرزندان خود بپردازد؟ حتی دیگر در این شرایط شاید نداندرفتار درست و نادرست کدام است؟

در این اوضاع شايد بخش زیادی از انرژی و پتانسیل خود را صرف اسکن رفتار همسر یا حتی تعامل خود با وی و حتی با دیگران کند؟ که البته در این آشفته‌بازار، احتمال تجربه راه‌های نادرست هم زیاد است. مردانی که به نام دین ، بی‌وفایی می‌کنند، در واقع دین را لکه‌دار می‌کنند،چرا که دین شرط چنین رفتارهایی را عدالت دانسته که اکثرا عمل نمی‌کنند.

البته اشکال اساسی به قوانین برمی‌گردد که درچنین مناسباتی به طور قاطع و شفاف شرط عدالت را نه تنها قرارنداده بلکه حتی به آن اشاره نیز نکرده است؛ بنابراین مشخص است که در چنین بازار شامی ، چه سوء استفاده‌های وحشتناکی حتی از جانب کسانی که به دین اعتقاد ندارند، صورت بگیرد.

زنان کشور ما درعرصه انقلاب و جنگ،صحنه هایی را پدید آوردند که گاهي بی مثال است و به قول امام گاهي این زنان بودندکه نه تنها خود در میدان بودند بلکه مردان رانیزبه میدان آوردند.

درانقلاب، زنان، زمانی که هنوز حکومت شاهنشاهی بر مسند قدرت بود، همانانی که تا چندی قبل ازآن به سبک اروپایی لباس می پوشیدند،خود حجاب و چادر را انتخاب کردند،بی آنکه گشت ارشادی وجود داشته باشد و بر این اعتقاد اصرارکردند چون زاده انتخاب خودشان بود. در زمان جنگ،نه تنها مانع رفتن همسر و فرزندان‌شان به جبهه نبودند بلکه عامل تعیین‌کننده ای درتشویق آنان به حضور موثر در جنگ …

 

*پژوهشگر حوزه زنان

برچسب ها:

دیدگاه خود را ارسال کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.