.

در حاشیه جنجال نوار صوتی ظریف؛ جنگ بیهوده “میدان و دیپلماسی”

چاپ خبر
 | 
شناسه خبر: 28659
 | 
تاریخ انتشار: 08 اردیبهشت 1400 - 13:31
آنهایی که طی روزهای گذشته جبهه بندی کرده و از موضع جانبداری از یک بال به بال دیگر حمله می کنند، بدانند که خواسته یا ناخواسته به منافع و امنیت ملی کشور خیانت می کنند.
در حاشیه جنجال نوار صوتی ظریف؛ جنگ بیهوده “میدان و دیپلماسی”

مازیار آقازاده  در عصر ایران نوشت – انتشار نوار صوتی اخیر از اظهارات محمد جواد ظریف در مصاحبه ای که قرار نبوده به این زودی ها منتشر شود، جنجال گسترده ای در داخل و خارج کشور ایجاد کرده است.

بدون در نظر گرفتن جنبه های مختلف این جنجال سیاسی و رسانه ای و نیت و اهداف احتمالی در پشت افشای این سند، لازم است که به یکی از مهم ترین آفات این مناقشه یعنی جنگ های بیهوده حیدری – نعمتی که پس از انتشار اظهارات ظریف با دو کلید واژه “میدان” و ” دیپلماسی” به راه افتاده پرداخته شود.

بالا گرفتن این مناقشه بیهوده به ضرر منافع و امنیت ملی کشور است و جدالی است بیهوده چون هر کدام از دو مقوله “میدان” و “دیپلماسی” جایگاه خاص و بی بدیلی در سیاست خارجی و تامین منافع و امنیت ملی کشور داشته و دارند.

در همان روزهایی که محمد جواد ظریف و تیم همراه او در شهرهای مختلف اروپایی در مصاف نفسگیر مذاکرات هسته ای بیش از 2 سال چانه زنی کرده و به توافق هسته ای ایران با قدرت های جهانی (برجام) دست یافت، نیروهای میدانی کشور نیز در جبهه های نبرد سهمگین در سوریه و عراق مشغول مبارزه با تروریسم تکفیری بودند؛ تروریسم تکفیری که مهم ترین نماد آن گروه تروریستی داعش بود؛ گروهی که ثابت کرد اگر دستش برسد به صغیر و کبیر انسان رحم نمی کند.

آیا می شد داعش و دیگر گروه های تکفیری در سوریه و عراق را با مذاکره سر جایشان نشاند و تهدید آنها را از بین برد؟!

به آنهایی که طی روزهای گذشته به ظاهر در پوست طرفداری از ظریف و دستگاه دیپلماسی کشور به نیروهای میدانی و نظامی کشورمان می تازند و آنها را می نوازند باید متذکر شد که آنها “بر سر شاخ نشسته و بُن می برند”؛ چون تجربه 1 دهه گذشته منطقه ما (جنوب غرب آسیا) نشان داد اگر در این منطقه دست پرتوانی برای نواختن سیلی نداشته باشی و بخواهی صرفا به خیال خام دیپلماسی و خوشبینی بنشینی کلاه و سرت را با هم می بَرَند.

عربستان سعودی که در سیاست خارجی خود به ابرقدرت جهان یعنی ایالات متحده آمریکا دخیل بسته طی سال های گذشته و در جنگ یمن آیا توانست طرفی از این دخیل بندی ببندد؟

آیا سعودی ها توانستند از تاسیسات نفتی خود که شاهرگ حیات اقتصادی این کشور است، در برابر حمله خارجی محافظت کنند؟ آیا آمریکا پس از واقعه “پرل هاربر” خاورمیانه (به تعبیر خودشان و برای توصیف حمله سپتامبر 2019 به تاسیسات نفتی سعودی) حتی یک تیر به هواخواهی از متحد ثروتمند خود در منطقه شلیک کرد و آیا واشنگتن طی این سال ها توانسته مانع حملات پرشمار و گاه و بیگاه پهپادها و موشک های یمنی به تاسیسات حیاتی نظامی و اقتصادی سعودی شود؟

در مقابل آنهایی هم که از جبهه مقابل و از موضع دفاع از نیروهای نظامی کشور به ظریف و دستگاه دیپلماسی کشور می تازند باید گوشزد کرد که هر جنگی هر چقدر هم بزرگ و طولانی (حتی در انواع جنگ های جهانی) در نهایت در پشت میز مذاکره خاتمه می یابد و در پشت میز مذاکره است که تمامی دستاوردهای جبهه های نبرد به شکل امتیازات سیاسی و اقتصادی نقد می شود و برای چنین روزی حتما باید دیپلمات هایی قهار و بین المللی در حد و اندازه ظریف داشت تا بتوانند پشت میز مذاکره با قدرت های جهانی بنشیند و حق کشور را از آنها بستانند.

نکته دیگر اینکه نگارنده معتقد است کشور ما از معدود کشورهای به غایت موفق در همکاری و هماهنگی دو بال دیپلماسی و نظامی در عرصه سیاست خارجی بوده است و شاهد این مدعا وضعیت موازنه قوای کنونی در منطقه غرب آسیا حتی با وجود تلاش همه جانبه بدخواهان و رقبا و دشمنان کشور در تحمیل تحریم و انزوای کشورماست.

امروز هیچ مساله ای در منطقه غرب آسیا ( خاورمیانه از نگاه غربی ها) بدون حضور و چراغ سبز “شیر به زنجیر کشیده” ایران به سرانجام نمی رسد و وزن کشور ما به اندازه ای است که حتی دشمنانمان به زبان های مختلف صریح و آشکار به آن اعتراف می کنند .

وزن و همینه حضور ما در حالی است که کشور ما در شرایط دشوار سخت ترین تحریم های تاریخ است.

آیا جز این است که رسیدن به چنین وزنی با همکاری عالی دو بال دیپلماسی و میدان و ایجاد هماهنگی از یک مرکز قدرت مرکزی و ملی میسر نمی شده است؟!

آنهایی که از موضع طرفداری از دیپلماسی از وزن نیروهای نظامی بر سیاست خارجی شکایت می کنند باید بدانند که تجربه سیاست خارجی کشور ما پس از جنگ 8 ساله عراق علیه ایران، نشان داده اتفاقا تصمیم گیران اصلی کشور ما از جنس سیاست هستند و از جنس نظامی نیستند؛ شاهد این مدعا نیز این است که در وقایع  30 و اندی سال گذشته کشور ما با وجود خطرات پرشمار در اطراف مان، از افتادن در مناقشات نظامی و جنگ به دور بوده است.(وقایعی چون حمله عراق به کویت و در پیش گرفتن رویکرد بی طرفی ایران، پرهیز از حمله نظامی به افغانستان پس از حمله طالبان به کنسولگری ایران در هرات، ماجرای 11 سپتامبر و حمله ایالات متحده آمریکا به افغانستان، حمله آمریکا به عراق و سرنگونی صدام و..)

در نهایت در سال های اخیر در برابر فتنه تغییر جغرافیای سیاسی منطقه و ایجاد آشوب و جنگ داخلی در سوریه کشور ما تنها کشور جهان بود که از همان ابتدا در موضع درست ایستاد و در پی دعوت رسمی دولت قانونی سوریه برای مبارزه با تروریسم تکفیری در این کشور وارد عمل شد.

به این جمله دقت شود:” دعوت رسمی دولت سوریه” چون مداخله ایران در جنگ داخلی سوریه مشروع ترین مداخله خارجی در بحران سوریه بوده است و دیگر قدرت های خارجی بدون دعوت و با وجود مخالفت صریح دولت سوریه مانند یک نیروی اشغالگر به این کشور وارد شدند.

ایران در جریان بحران سوریه با پایمردی و صرف هزینه های مالی و جانی از طریق سازماندهی بسیج مردمی و نیروهای شبه نظامی بدون آنکه بخواهد به صورت مستقیم و آشکار وارد مداخله نظامی و لشکر کشی شود به هدف خود در جلوگیری از تجزیه سوریه و حاکم شدن گروه های تروریستی – تکفیری بر سوریه رسید و دیگر کشورهایی که با استفاده از گروه های تروریستی و تکفیری علیه دولت قانونی سوریه وارد عمل شده بودند و دهها میلیارد دلار در این راه هزینه کردند، در صف آرایی در برابر ما شکست خوردند و به این شکست خود اذعان و اعتراف کردند.

آیا جز این است که در فتنه سوریه و عراق کشور ما با هنرمندی و با اتخاذ یک موضع هوشمندانه هم توانست در عرصه سیاسی و دیپلماسی پیروز شود و هم توانست از ورود مستقیم به کارزار نظامی و لشکر کشی پرهیز کند و حالا در دوره پساجنگ سایه سنگین حضور و نفوذ کشور ما از مرزهای غربی کشور تا سواحل مدیترانه احساس می شود و رقبای ما را می آزارد و آنها را به تحریم ما وامی دارد.

بنابراین بهتر است به جای جنگ لفظی و دامن زدن به مناقشات داخلی مراقب باشیم که از منافع و امنیت ملی کشورمان در منطقه و جهان با نهایت حساسیت مراقبت کنیم و این کار جز با همکاری و همراهی و هماهنگی دو بال دیپلماسی و نظامی میسر نیست.

آنهایی که طی روزهای گذشته جبهه بندی کرده و از موضع جانبداری از یک بال به بال دیگر حمله می کنند، بدانند که خواسته یا ناخواسته به منافع و امنیت ملی کشور خیانت می کنند.

به این افراد باید متذکر شد اگر می خواهند هنر “دیپلماسی” را انکار کنند باید به دستاورد”برجام” نگاه کنند که با وجود تلاش 3 ساله ترامپ و همه بدخواهان ایران از بین نرفت و این روزها بازار داغ دیپلماسی  در وین برای احیای دوباره آن با حضور قدرت های جهانی بر سر میز مذاکره با ایران در جریان است؛ به بیان دیگر آمریکایی که 3 سال پیش از برجام خارج شد حالا دست از پا درازتر و با ابراز پشیمانی برگشته است و می خواهد با ما برای احیای برجام مذاکره کند؛ و این ما هستیم که اجازه نمی دهیم دیپلمات های آمریکایی بدون اعلام رسمی لغو تحریم ها و بازگشت به برجام در پشت میز مذاکره با ما در گروه 1+4 عضو برجام بنشینند.

و اما آنهایی هم که می خواهند بر هنر “میدان” بتازند بهتر است همیشه دست بریده سردار ایرانی در فرودگاه بغداد را در مقابل چشمانشان داشته باشند و بدانند هنر سردار سلیمانی تنها در میدان جنگ خلاصه نمی شد بلکه او همزمان یک استراتژیست بزرگ نیز بود و می توانست برای دیپلماسی کشور ظرفیت های بزرگی نیز خلق کند و سفر او به عراق آن طور که بعدها اعلام شد به دعوت دولت عراق و برای انجام مذاکرات در مورد برخی مسایل دوجانبه و منطقه ای بوده است.

مخالفان دستاوردهای “میدان” کشور اگر می خواهند دستاورد  این عرصه را بیازمایند همین امروز می توانند (اگر محدودیت های کرونایی اجازده دهد) از شهرهای کشور سوار خودرو شوند و از مرزهای غربی کشور خارج شده و با طی چند ساعت مسافت در سواحل بیروت در آب های دریای مدیترانه آب تنی کنند.

لینک کوتاهhttps://hodapress.ir/wp-admin/post-new.php

برچسب ها:

دیدگاه خود را ارسال کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.