واکاوی آنچه از کنار آن می گذریم؛

خشونت علیه زنان در دو اپیزود

چاپ خبر
 | 
شناسه خبر: 3733
 | 
تاریخ انتشار: 02 مرداد 1396 - 12:14
زل آفتاب تابستان با 300 پرسشنامه تازه پرینت شده در دست و با گام هایی سریع به سمت خانه و این فکر که چگونه این همه پرسشنامه را برای پایان نامه فوق لیسانسش پر کند.
خشونت علیه زنان در دو اپیزود

اپیزود اول :دو دستش پر بود از پرسشنامه و بند کیفش هم که داشت از روی سر شانه اش می افتاد اما نمی توانست کاری انجام دهد ؛ باید پرسشنامه ها را زمین می گذاشت تا بند کیف را روی سرشانه جابجا می کرد؛ آخرش هم بند کیف، تاب نیاورد وقبل از اینکه او به خود بجنبد ، روی آرنج، غلت خورد و آویزان دستش شد.

داشت در پیاده رو دنبال جایی می گشت تا پرسشنامه ها را برای لحظه ای زمین بگذارد و بند کیف را روی سرشانه اش جابجا کند که یکدفعه سه جوان از روبرو به سمتش آمدند.
اول ، صبر کرد تا آنها از کنارش رد بشوند اما انگار این جوان ها قصد نداشتند تا فقط از کنارش رد شوند، حدسش درست بود، یکدفعه ماند، بین دو تا از آنها و یکی هم تنه ای محکم به او زد و آن وقت بود که تعادلش را از دست داد و روی زمین ولو شد .
ولو شدن روی زمین، همان و پخش شدن پرسشنامه ها همان . خطاب به سه جوان، معترضانه گفت: این چه طرز راه رفتن است ؟
ایکاش جوان ها به راهشان ادامه می دادند اما یکی از آنها جلو آمد و این بار، عینک دختر را از روی چشمانش کشید بطوریکه گوشه ناخنش روی گونه دختر، نقش بست، آنوقت عینک را دو نیم کرد و بعد هم با لحنی تند و تهدید آمیز خطاب به او گفت: « فلان فلان شده … زیادی حرف بزنی یه بلایی سرت میارم ها! »
بعد هم هر سه به سرعت برق و باد از محل دور شدند .
اشک توی چشمان دختر حلقه زد؛ زار و بی دفاع روی زمین نشسته بود و برگه های پرسشنامه نیز پخش و پلا . از همه بدتر شخصیتش بود که خرد و خمیر شده بود اما بدتر از آن هم وجود داشت و آن رهگذرهای بی تفاوت که نگاهش می کردند و هیچکس به کمکش نیامد.
فقط مردی بعد از ماجرا جلو آمد و گفت: «من فکر کردم که شما همراه این سه تا آقا هستید! گفتم اگر دخالت کنم ، گرفتار شوم .»
این، تنها توجیهی بود که رهگذری از رهگذران از بی تفاوتی خود و عدم مداخله از این مزاحمت خیابانی برای این دانشجو ارایه داد.
بعد از ظهرهمان روز بود که یک سمت تنش، سست شد و به پزشک متخصص قلب مراجعه کرد و نتیجه هم معلوم بود؛ « یک شب در بخش مراقبت ویژه بستری شدن و …»

** اپیزود دوم :
صدای کشیده مرد روی صورت زن جوان چنان بلند بود که تمام رهگذران اطراف هم شنیدند . زن از خجالت، صورتش را زیر چادر مشکی پوشاند اما کار به اینجا ختم نشد ، مرد با الفاظی رکیک در حالی که سر زن را محکم به میله های بانک می کوبید با عصبانیت و بلند بلند فریاد می زد و می گفت:« فلان فلان شده بگو به چه کسی داشتی می خندیدی؟»
زن بینوا با گریه و التماس در حالی که تلاش می کرد حداقل پوشش سرش را با چادر و روسری حفظ کند به مرد جوان پاسخ می داد: «بخدا قسم به هیچکس! این حرفها چیست که می زنی!؟»
مرد ، دست بردار نبود و همچنان زن را داشت زیر مشت و لگد خود له می کرد ؛ عابران هم که ایستاده بودند، انگار داشتند فیلم سینمایی نگاه می کردند.
فقط یک رهگذر به قول معروف، کمی از خود « وجود » نشان داد و با پا درمیانی، سعی کرد، زن را از زیر مشت و لگد های مرد نجات دهد که مرد او را هم از یک مشت و یک لگد، بی نصیب نگذاشت و با پرخاش و فحش رکیک نه تنها او که همه را تهدید کرد؛ مبنی بر اینکه « هر کس جلو بیاید …»

**قصه یا واقعیت؟
این دو واقعیت ، نه قصه و افسانه اند که با یکی بود ، یکی نبود آغاز شوند . این ها واقعیاتی هستند که فقط با کمی تغییر شکل در هر گوشه و کنار این خطه که نه؛ در هر گوشه از جهان ولو با شدت و ضعف و در هر لحظه پدید می آیند .
مطمئنا هر کدام از هموطنان که این نوشته را می خوانند بر آن صحه می گذارند که درطول عمرشان اگر هر روز صحنه های خشونت علیه زنان بی دفاع در کوی و برزن را ندیده ، حداقل یک بار که شاهد آن بوده اند.
حسین احمدی نیاز، وکیل دادگستری است. او که تاکنون وکالت بسیاری از زنان خشونت دیده را برعهده گرفته است ، مطالب یاد شده را تایید می کند و می گوید: از این دست موارد، زیاد است.
این وکیل دادگستری، اظهار می دارد که وکالت زنی را بر عهده داشته و هنگامی که جلسه دادگاه پایان یافته است ، آن زن در بیرون از دادگاه ، توسط همسرش مورد ضرب و شتم واقع شد.
روایت ایجاد مزاحمت و اعمال خشونت در ملاء عام علیه زنان، روایتی بس کهنه است که هنوز بسرنرسیده است و زنان زیادی قربانی این کهنه روایت می شوند و توان دفاع از خود را هم ندارند چون از نظر جسمی ، حداقل در بیشتر مواقع ضعیف تر از مرد هستند.
هنوز هم با وجود افزایش فرهنگ و سنت ها و پیشرفت تکنولوژی در کشورمان هنگام عبور از خیابان و یا گذر از کوچه ای در شهر، نظاره گر صحنه هایی از مزاحمت ها،‌ خشونت ها و آزار علیه زنان می شویم که باورش برایمان قدری سخت است اما واقعیت دارد؛ اینکه هنوز هم شوهری زنش را درملاءعام به باد کتک می گیرد و او را با خشونت به در و دیوار می کوبد،‌هنوز پدری به دخترش در خیابان و مقابل چشم همگان فحاشی می کند و یا پسری برای دختر مردم مزاحمت ایجاد می کند و مقابل چشمان رهگذران دربرابر شنیدن کلمه «نه» او را زیر لگد هایش خرد می کند.
اینکه چرا این خشونت ها علیه زن در ملاءعام اعمال می شود یک موضوع است و اینکه چرا این روزها بیشتر رهگذران در اکثر اوقات فقط تماشاچی هستند و دخالتی نمی کنند ، موضوعی دیگر است .
واقعا چرا برخی رهگذران وقتی خشونتی را در کوی و برزن می بینند به ویژه اینکه این خشونت اگر علیه زنی بی دفاع باشد، هیچ اقدامی نمی کنند و فقط تماشاچی هستند؟

** روابط صوری و انسان های تنها
امان قرائی مقدم، آسیب شناس و جامعه شناس، درباره رفتار خنثی برخی شاهدان خشونت خیابانی علیه زنان به روابط انسانی در شهرها اشاره می کند و اینکه این روابط در شهرها، صوری است و مردم، خود را «تنها» می بینند ؛ به عبارت دیگر روابط معناداری بین افراد جامعه بدلیل عدم صمیمیت وجود ندارد؛ بنابراین کسانی که نظاره گر صحنه خشونت می شوند دخالتی نمی کنند؛ این در حالی است که در روستاها ، اهالی، خود را اعضای یک خانواده می دانند؛ پس اگر نزاع و خشونتی هم رخ دهد،‌افراد دخالت می کنند.

** همزاد پنداری رهگذران
سید حسن حسینی، جامعه شناس؛ در خصوص خشونت هایی که روی زنان در ملاء عام اعمال می شود نکته ای دیگر را بیان می کند و می گوید: ممکن است یک زن از جانب همسرش خشونت ببیند؛ و مردم هم فکر می کنند که این، یک مشکل خانوادگی و زناشویی است و باید در این خصوص دخالتی نکنند؛ ضمن اینکه برخی از مردان (مردان رهگذر) که شاهد این خشونت هستند همزاد پنداری کنند یعنی خودشان از چنین خشونت هایی برخوردارند و این امر را حق مردانه خود می دانند؛ ضمن اینکه در جامعه ای زندگی می کنیم که حقوق زن و مرد، متفاوت است وتا زمانی که برابری، حاکم نباشد، جامعه حقوق بیشتری برای مردان قائل است ؛ پس زنان جنس دوم شمرده می شوند و مردان نیز خشونت را برای خود یک حق می دانند.
وی در عین حال می افزاید: البته در فرهنگ ما وظایفی همچون غیرتمندی برای مرد تعریف و این تعاریف سبب شده است تا مرد در موقعیت مردانه و شوهر بودن ، حق اعمال خشونت را برای خود قائل بداند.

** اعتراض زن خشونت دیده
و اما دلیلی دیگر دال بر بی تفاوتی برخی رهگذران از دیدگاه این جامعه شناس این است که این افراد نمی دانند چه نسبتی بین فرد خشونت دیده و اعمال کننده خشونت وجود دارد؛ به عبارت دیگر آیا این دو، زن و شوهر یا بیگانه اند؟
این جامعه شناس ادامه می دهد : در پاره ای مواقع می بینیم ، زنی که اتفاقا دچار خشونت شده است به دخالت رهگذران، معترض هم می شود و آن رهگذر یا رهگذران مداخله گر، گاهی اوقات مجبور به پاسخگویی به نیروی انتظامی و قضایی هم می شود.

** مرگ سرمایه های اجتماعی
احمدی نیاز ، وکیل دادگستری نیز جامعه را دچار نوعی بی تفاوتی می داند و این بی تفاوتی نه تنها علیه زنان که علیه خیلی از مسایل است.
او می گوید: مثلا دو سال پیش در میدان فاطمی یک دستگاه نیسان به خانمی برخورد می کند اما با وجود پلیس ، دوربین پلیس و بیمارستان، مردم ، دوربین های موبایل خود را روشن می کنند و از او فیلم می گیرند و در همان حال هم یک دزد پیدا می شود و کیف آن خانم را می دزدد.آن حادثه و حوادثی دیگر نشان از ضعف و حتی مرگ سرمایه های اجتماعی جامعه ایرانی است .
احمدی نیاز ادامه می دهد: این بی تفاوتی ها باعث می شود ، اساسا مباحث اخلاقی، فضیلت های انسانی ، گذشت ، ایثار و کمک به همنوع زیر سوال برود.

**چگونه زن دچار خشونت خیابانی را کمک کنیم؟
شاید در جامعه حال حاضر شهری ، عوامل مختلفی بر عدم دخالت رهگذران در زمان اعمال خشونت علیه زنی بی دفاع در ملاء عام دخیل باشد که صوری بودن روابط، همزاد پنداری برخی رهگذران ، اعتراض زن خشونت دیده، مرگ سرمایه های اجتماعی از جمله عوامل این عدم دخالت در پاره ای مواقع است اما نمی توان همه را با یک چوب زد و این ادعا را داشت که هر وقت زنی در خیابان خشونت دید، همگان بی تفاوتند.
هستند کسانی که اصلا نمی توانند بی تفاوتی را تاب بیاورند و اتفاقا به کمک زن می آیند و گاهی اوقات با شخص پرخاشگر گلاویز می شوند و کار به کتک کاری می کشد .
سوال اینجاست که اگر کسی خواست ، دخالتی کند ،آیا می تواند این کار را انجام دهد؟ احمدی نیاز، وکیل دادگستری که به این سوال پاسخ مثبت می دهد و می گوید: ما قانون کمک به مصدومان را داریم و بر اساس آن می توانیم به کمک فرد خشونت دیده برویم .
وی در عین حال این نکته را هم یاد آور می شود که این قانون بیشتر شامل حال تصادفی ها می شود اما می توان برای فرد خشونت دیده هم به کار برد.
شاید بتوان از قانون کمک به مصدومان استفاده کنیم اما مساله اینجاست که اگر دخالتی کنیم وبعد هم خودمان گرفتار شدیم چه کنیم ؟ به عبارت دیگر از ما شکایت شد باید چه کرد؟
حسینی ، جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران که اظهار می دارد: عده ای وقتی صحنه اعمال خشونت علیه زنی را در ملاء عام توسط مردی می بینند ، گاهی فکر می کنند که ممکن است نسبت خویشی بین آنان باشد به همین علت دخالت نمی کنند .
از دیدگاه این استاد دانشگاه یک آلترناتیو (جایگزین) این دخالت شخصی وجود دارد و آن سازمان های مدنی است .
او در این خصوص چنین توضیح می دهد: در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته سازمان های مدنی مردمی که مدافع حقوق ستم دیدگان باشد وجود دارد که از حقوق زنان و کودکان و معلولان حمایت می کند و این سازمان ها درقوانین و مقررات هم نیز اجرای صحیح قانون پیشرفت کرده اند درحالی ما در کشورمان این سازمان های مردمی را نداریم به همین دلیل میزان خشونت ها ادامه پیدامی کند.

** چیزی تحت عنوان اورژانس اجتماعی
چند سالی می شود که اورژانس اجتماعی در بهزیستی راه اندازی شده است که هموطنان می توانند با شماره گیری 123 از برخی آسیب های اجتماعی گزارش دهند اما سوال این است که این آسیب ها شامل حال زنانی که در کوی و برزن دچار مزاحمت و خشونت می شوند هم هست یا نه؟
حسین اسد بیگی ، رئیس اورژانس اجتماعی کشور در این خصوص به خبرنگار ایرنا اظهار می دارد : اورژانس 123 برای آندسته از زنانی پاسخگوست که مورد خشونت همسر آزاری در منزل قرار گرفته اند و جایی برای ماندن ندارند و زنانی که در بیرون از منزل ، خشونت می بینند باید به پلیس شکایت کنند.

** پلیس چه می گوید؟
یک کارشناس آگاه از حوزه پلیس دراین باره اینگونه پاسخ می دهد: هر گونه نزاع خیابانی و خشونت علیه زنان در ملاء عام،جرم مشهود بشمار می آید و پلیس به عنوان ضابط قضایی موظف است تا برای رسیدگی به جرم در صحنه حضور پیدا کند.
این فرد که خواست نامش فاش نشود به خبرنگار ایرنا می افزاید: پیگیری موضوع جرم از وظایف پلیس پیشگیری است و در این حوزه پلیس با تشکیل پرونده ، موضوع جرم را رسیدگی می کند البته در صورتیکه شکایت انجام شود.
وی در این خصوص که چرا رهگذران در نزاع های خیابانی و به خصوص در موضوع خشونت علیه زنان دخالتی نمی کنند؟ توصیه می کند که اتفاقا دخالت نکنند؛ چرا که سابقه نشان داده این گونه دخالت ها به نزاع های بزرگ و بعضا قتل انجامیده است.
این کارشناس در عوض به مردم تاکید می کند که در صورت مشاهده هر گونه نزاع علیه زنان و یا درگیری های خیابانی می توانند مراتب را به پلیس 110 به عنوان دروازه اصلی همه مبادی به پلیس گزارش دهند تا پلیس با حضور در صحنه مراتب را پیگیری کند.
این کارشناس در عین حال به یک نکته دیگر هم اشاره می کند و اضافه می کند: در صورتیکه پلیس (به جز پلیس راهور) به صورت اتفاقی شاهد مواردی از جمله مشاجره ، درگیری و خشونت باشد ، حق دخالت دارد .
تا اینجا آیا از نظر پلیس ، شهروندان بهتر است اگر نزاع یا خشونتی را دیدند ، خود را درگیر نکنند و با پلیس 110 تماس بگیرند؟ اما اگر تا پلیس به سر صحنه برسد، کار ، تمام شد و اتفاق ناگوارتری مثل قتل رخ داد، آنوقت چه باید کرد؟
به عنوان نمونه ، احمدی نیاز ، وکیل دادگستری به عنوان نمونه به یکی از موکل هایش اشاره می کند و می گوید: من وکالت خانمی را داشتم که متهم به رابطه نامشروع بود و پس از اینکه بی گناهی او اثبات شد ، متاسفانه ، چند روز بعد، توسط پسرش در خیابان کشته شد ؛ یعنی پسر، قتلی ناموسی علیه مادرش مرتکب شد.
قدر مسلم آن است که اگر صبر کنیم تا پلیس سر صحنه بیاید ممکن است یک قتل صورت بگیرد اگر هم که مداخله کنیم که باز هم ممکن است وضع ، بدتر شود و نزاع ، بالا بگیرد . باید چه کنیم؟ ایا این مسائل نشان دهنده نوعی آنومی (بی هنجاری اجتماعی ) نیست ؟ که شهروندان را سر درگم کرده است؟ و نمی دانند چه درست و چه غلط است ؟
اداره کل آموزش همگانی معاونت اجتماعی ناجا اینکه آیا شهروندان هم می توانند موقع مشاهده خشونت علیه زن در ملاء عام به پلیس گزارش دهند؟ اینگونه به خبرنگار ایرنا پاسخ داده است: مطابق تبصره 22 ماده 45 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 چنانچه جرایم موضوع بندهای «الف – ب – پ وت » ماده 302 این قانون به صورت مشهود واقع شود، در صورت عدم حضور ضابطان دادگستری،تمام شهروندان می توانند اقدامات لازم را برای جلوگیری از فرار مرتکب جرم و حفظ صحنه جرم به عمل آورند.
به گزارش ایرنا بر اساس ماده 302 به جرائم موجب مجازات سلب حیات ، جرائم موجب حبس ابد ، جرائم موجب مجازات قطع عضو وجنابات عمدی ، جرائم موجب مجازات تعزیری درجه 4 و بالاتر و نیز جرائم سیاسی و مطبوعاتی در دادگاه کیفری یک رسیدگی می شود .
اما مساله ما که فقط بندهای بالا یا فوت یک زن در ملاء عام بر اثر خشونت نیست بلکه له شدن شخصیت یک زن در قالب هایی همچون یک ناسزا ، لفظ رکیک و کتک خوردن او هم هست . مجازات این ها که حبس ابد نیست اما تا دلتان بخواهد روحی از انسانی را می کشید.
باز هم این سوال را یک نفر بهتر است پاسخ دهد :آیا اصلا برای کسی مهم است که چه میزان از زنان جامعه ما دچار خشونت می شوند ؟ آنچه که مسلم است این است که گمان می رود بسیاری از زنان ما حداقل یک بار در سال توسط دیگران یا نزدیکان، یا بستگان به نوعی مورد خشونت واقع می شوند برای برون رفت از این آسیب چه باید کرد؟
احمدی نیاز که یک پیشنهاد می دهد و می گوید: در وهله اول ، ما یک معاونت حقوقی ریاست جمهوری داریم ، وظیفه اصلی این معاونت پیدا کردن خلاء های حقوقی و اصلاح قوانین و ارایه آن پارلمان است و بنابراین می طلبد در چارچوب منشور حقوق شهروندی که این موضوعات نیز در دل آن قرار می گیرد گامی بردارند و پیشنهاد تصویب یا اصلاح قوانین را به پارلمان بدهند .
از نظر این حقوقدان ، حتی با تصویب و اصلاح قوانین نیز این امر کفایت نمی دهد بلکه باید فرهنگسازی شود و سمن ها باید اختیاراتی داشته باشند تا خشونت علیه زنان به حداقل برسد.
به گفته احمدی نیاز قریب به 14 نوع خشونت وجود دارد که خشونت فیزیکی ، کلامی ، جنسی ، نوع نگاه و نوع تلقی نسبت به زنان از جمله این خشونت هاست.
وی خاطرنشان می کند: امروزه به علت فزونی آسیب ها، ناهنجاری های اجتماعی و مشکلات و معضلات عدیده جامعه از جمله تورم ، گرانی، سقوط سرمایه های اجتماعی مثل اخلاق ، ایمان و شرافت و کم رنگ شدن فضیلت های انسانی، شاهد وسعت خشونت علیه زنان شده ایم.
قسمت عمده تجلی خشونت علیه زنان در «خفا» مثل درون خانه صورت می گیرد که زن، امکان دسترسی به مقام قضایی یا پلیس ندارد ؛ از دیگر سو، خشونت هایی که در ملاء عام نسبت به زنان صورت می گیرد در صورت تحقق دلایل مکفی برای اثبات آن در دادگاه ، قابلیت تعقیب خواهد داشت.
احمدی نیاز ، متلک گویی به زن را هم نوعی خشونت می داند که این متلک به حجاب و غیر حجاب ربطی ندارد ، چرا که نگاه مسموم به زن نگاه جنسی و جنسیتی است .
وی می افزاید: در حال حاضر به علت نوع نگاه جنسیتی به زنان که وجود دارد یک نوع دیوار بلند بین زن و مرد در جامعه ما کشیده که این دیوار بلند بی اعتمادی و تفکیک جنسیتی موجبات پدیداری بسیاری از آسیب ها و خشونت علیه زنان را ایجاد کرده است اگر تلقی ما نسبت به زن و مرد یکسان باشد، بسیاری از نگاه های خشن و خشونت ها ، به حداقل می رسد.
لازم به ذکر است که طبق اصل19 و 20 قانون اساسی ایران ، همگان اعم از زن و مرد باید یکسان وبرابر باشند ؟‌بنابراین چه بر سر آن فتوت و جوانمردی آمده است؟ فتوتی که قبلا در ایران وجود داشت تا زن مورد حمایت نه ظلم وپرخاشگری قرارگیرد.
اگر زن ، وقتی مورد ظلمی همچون خشونت در ملاء عام قرار گرفت برایش چه کنیم ؟ با اورژانس اجتماعی تماس بگیریم؟ گوشه ای نظاره گر باشیم و با پلیس تماس بگیریم ؟ اگر پلیس دیر آمد چه؟ بی تفاوت از کنارش رد شویم ؟

برچسب ها:

دیدگاه خود را ارسال کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.