.

جریان اصلاح طلبی و نقش برخی آدم ها در نابود کردن آن

چاپ خبر
 | 
شناسه خبر: 30118
 | 
تاریخ انتشار: 30 خرداد 1400 - 12:44
جریان اصلاح طلبی در ایران از جمله آن نهادهای واسط میان منابع قدرت و مردم است که باید بتواند در موقعیت های اجتماعی که با آزاد شدن قدرت در جامعه روبروییم قدرت آزاد شده را به خود اختصاص دهد.
جریان اصلاح طلبی و نقش برخی آدم ها در نابود کردن آن

مصطفی مهرآیین در صفحه اینستاگرامش نوشت:

۱.این یک اصل ساده جامعه شناختی است که موقعیت های بسیج منابع و بسیج قدرت همواره در جامعه وجود ندارد.این نقاط عطف تاریخ یک جامعه همچون انقلاب ها،جنبش ها و یا دوره های زمانی گسست همچون انتخابات هستند که فرصت بسیج منابع و قدرت را فراهم می آورند.در این دوره ها اما قدرت به آسانی در دست گروه های متفاوت مردم قرار نمی گیرد و جامعه نیازمند وجود نهادها یا بافت های نهادی است که قدرت را به سمت گروه های متفاوت مردم سوق دهند. در درون این بافت های نهادی همچون احزاب یا جبهه های سیاسی نیز این افراد یا کنشگران سیاسی یا رهبران و ایدئولوگ ها هستند که با گفتمان و تصمیمات خود باعث می شوند چه بخشی از قدرت آزاد شده در جامعه در اختیار آن گروه قرار گیرد و به تحلیل این نکته می پردازند که آیا آنها اصولا می توانند سهمی از قدرت را به دست آورند یا نه.

۲.جریان اصلاح طلبی در ایران از جمله آن نهادهای واسط میان منابع قدرت و مردم است که باید بتواند در موقعیت های اجتماعی که با آزاد شدن قدرت در جامعه روبروییم قدرت آزاد شده را به خود اختصاص دهد.بهرحال،انجام اینکار نیازمند وجود کنشگران و عاملان سیاسی است که با تحلیل های دقیق سیاسی و اجتماعی خود نسبت خود با فرصت به دست آوردن قدرت را تحلیل و فرموله کنند.

۳.در جریان اصلاح طلبی ایران اما متاسفانه کنشگرانی وجود دارند که ناتوانی آن ها در فهم شرایط تاریخی زمینه ساز نابودی این جریان را فراهم آورده است.عطریانفر،کرباسچی،مرعشی، دو جلایی پور پدر و پسر،محمد قوچانی و….از جمله افرادی هستند که با ناتوانی ذهنی ، نظری و تاریخی خود در فهم شرایط جامعه ایران، تمامی سرمایه اجتماعی و سیاسی جریان اصلاح طلبی را بر باد داده و حتی زمینه بی آبرویی کسانی چون خاتمی،کروبی،…نیز فراهم آورده اند.

۴.نوشتن این یادداشت به معنای توصیه به انتخاب افراد دیگر به عنوان ایدئولوگ های جریان اصلاح طلبی نیست که این کار باید خود در بستر تحولات تاریخی ممکن شود.اما این نکته را به جریان اصلاح طلبی گوشزد می کند که حیات یک جریان سیاسی بیش از هر چیز وابسته به روایت آن از شرایط تاریخی یک جامعه است.جریان اصلاح طلبی در معنای کلی آن نیازمند خلق گفتمان جدیدی است که جایگاه این جریان را بار دیگر برای جامعه معنادار سازد و البته اینکار نمی تواند توسط این افراد که اکنون خود را رهبر فکری جریان اصلاح طلب می دانند صورت گیرد.

برچسب ها:

دیدگاه خود را ارسال کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.