بررسی ایده مهندس «میرسلیم» در گفت و گو با علی شمس اردکانی؛

الزامات برداشت از میدان های مشترک نفت و گاز

چاپ خبر
 | 
شناسه خبر: 3948
 | 
تاریخ انتشار: 08 مرداد 1396 - 09:26
وقتی ما سرمایه را می خوریم نمی توانیم در میدان مشترک نفتی سرمایه گذاری کنیم. ما به اندازه کافی سرمایه گذاری نکردیم.
الزامات برداشت از میدان های مشترک نفت و گاز

به گزارش هدا پرس به نقل از عصر ایران؛ در مناظره های انتخابات اخیر ریاست جمهوری، یکی از کاندیداها به دولت حسن روحانی این انتقاد را وارد کرد که با عجله و شتاب زیاد، نفت استخراج کرده است و به صورت غیر صیانتی از میدان نفتی، برداشت کرده است.او به طور واضح گفت که برای غارت نکردن منابع نفت و گاز توسط کشورهای صاحب میدان مشترک، باید با کشورهایی که میدان مشترک نفت و گاز داریم وارد مذاکره شویم و از آن به بعد به صورت صیانتی برداشت کرده و بیش از حد از این منابع نفتی و گازی بهره برداری نکنیم.

چند روز پس از انتخابات 29 اردیبهشت 1396، حسن روحانی اعلام کرد که دوران انتخابات سپری شده است و از همگان دعوت کرد که همگی متحد و یک صدا برای توسعه ایران و ساختن ابنده بهتر تلاش کنیم.

پس از طرح این سخنان توسط رئیس جمهور، همان کاندیدایی که گفته بود دولت از میادین نفت و گاز به صورت غیر صیانتی برداشت می کند، نامه ای به روحانی نوشت و به روحانی پیشنهاد داد و از او خواست یک کانون تفکر با حضور کاندیداهای ریاست جمهوری تشکیل بدهد و پیشنهادهای مطرح شده در این اتاق فکر توسط دولت عملیاتی شود.

با عنایت به این که صنعت نفت و گاز، یکی از صنایع کلیدی ایران است عصر ایران در گفت و گویی با دکتر علی شمس اردکانی، انتقاد مهندس میرسلیم در خصوص برداشت غیر صیانتی از میدان های مشترک و نفت و گاز و امکان مذاکره با کشورهای همسایه که با آنها میدان مشترک داریم را بررسی کرد.

علی شمس اردکانی فرزند آیت الله مرتضی شمس اردکانی و متولد اصفهان است و دکترای اقتصاد انرژی از آمریکا دارد. دکتر شمس اردکانی قبل از انقلاب مسئول بخش انرژی دانشگاه کویت بوده است و بعد از این که دولت عراق در زمان صدام، قصد اخراج امام خمینی را از عراق داشت، این علی شمس اردکانی بود که ویزای روح الله مصطفوی(امام خمینی) را از دولت کویت گرفت و بعد که دولت کویت متوجه شد روح الله مصطفوی همان روح الله خمینی است، از ورود ایشان به کویت جلوگیری کرد و شمس اردکانی را به بهانه دخالت در سیاست، به مدت دو روز بازداشت کرد.

شمس اردکانی بنا به نوع محیط مذهبی خانوادگی و تحصیل در مدارس قدیمه در زمان سکونت در اصفهان و به علت علاقه مندی و مطالعاتی که داشته است، هنگامی که می خواهد تحلیل خود را ارائه کند به آیات قرآن و احادیث مرتبط استناد می کند و همچنین به ادبیات کلاسیک ایران.

دکتر شمس اردکانی در اوایل انقلاب و در پاسخ پیشنهاد آیت الله بهشتی که گفته وزیر خارجه شود گفته بود نمی خواهد وزیر شود چون انقلاب نسل اول خودش را می خورد. اما  شمس اردکانی، مدتی بعد سفیر ایران در کویت شد و طی چند دهه اخیر در شرکت های بخش خصوصی فعالیت کرده و مدت زمانی است که رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی و صنایع ایران است.
گفت و گوی ما با این تحلیلگر نفت و گاز و متخصص اقتصاد انرژی را می خواهید.

***

*در مناظره های انتخابات ریاست جمهوری، به طور مشخص آقای میرسلیم، دولت آقای روحانی را متهم به این کرد که به طور غیر صیانتی از میدان های مشترک نفتی و گازی برداشت می کند. این کاندیدا صحبت هایی را در این زمینه مطرح می کرد. با توجه به این  که شما سفیر ایران در کویت بوده اید و رئیس کمیسیون انرژی اتاق ایران هستید می خواهیم نظر شما را جویا شویم که موفقیت های دولت آقای روحانی در حوزه نفت و احیای صنعت  نفت و گاز چه سهم و نقشی داشت در پیروزی آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری؟

-اصولا هیچ ملتی دوست ندارد فردی دیگر برایش تصمیم بگیرد. هیچ فرد عاقلی دوست ندارد، کسی دیگر برایش تصمیم بگیرد. وقتی شما کارهایی می کنید که کشورهای دیگر می گویند به تو اجازه نمی دهیم نفت تولید کنی ما با تو اجازه نمی دهیم نفت بفروشی ما به تو اجازه
نمی دهیم که پولت را خرج کنی، این توهین بزرگی است.

هم کسانی که این کارها را انجام می دهند و تحریم می کنند توهین بزرگی می کنند و هم کسانی که در داخل ایران موجب می شوند که این تحریم ها برقرار شود. لذا در حدیث هم هست که هیچوقت، خودتان را در معرض توهین قرار ندهید.

درباره افزایش برداشت از مخازن نفتی،می توان گفت ما مثلا هر یک بشکه نفت که از مخازن نفتی برداشت می کنیم آن یک بشکه، دیگر در آن مخزن نفتی نیست. پس مخزن نفتی، منهای آن یک بشکه می شود. اگر یک میلیون بشکه نفت از یک مخزن نفتی بردارید آن یک میلیون بشکه، دیگر در آن مخزن وجود نخواهد داشت. اما سوال اصلی، اصلا این نبود.

من فکر می کنم آقای میرسلیم، سوال اصلی را گم کرده بودند. اصل سوال این است که شما اگر نفت را برداشت کردید و فروختید، پولش را چه کار می کنید.

این منابع، جزو سرمایه های ملی و بین نسلی هستند و فقط به ما و نسل ما تعلق ندارد. این پولی که ما از فروش داخلی یا خارجی نفت به دست می آوریم نباید بخوریم. چون باید سرمایه گذاری شود. الان هم واجب ملی ما، تولید است و اشتغال است. ما برای تولید، سرمایه لازم داریم. کسی که سرمایه را می خورد، اصلا عقلش کم است.

* دولت آقای روحانی موفقیت هایی نسبت به زمان آقای احمدی نژاد داشته است. در دوره آقای احمدی نژاد، صادرات نفت داشت به صفر نزدیک می شد و بر اثر سیاست تحریمی کشورهای دیگر، صادرات نفت ایران در نهایت باید قطع می شد. در این دوره، دولت آقای روحانی صادرات روزانه نفت را به 2 میلیون بشکه در روز رساند. درآمد حاصل از صادرات نفت در رشد اقتصادی تاثیر گذاشته است. سهم این موفقیت در پیروزی آقای روحانی چقدر است؟

-در چند سال اخیر، تولید نفت نزدیک دو برابر شده. تولید گاز هم دو برابر شده. یعنی امنیت انرژی کشور، بالا رفته است. این یک مساله مهم است که ما هر کاری بتوانیم انجام بدهیم و امنیت را تامین کنیم، قابل دفاع است. امنیت هم در حوزه های مختلف است چه امنیت مرزی و چه امنیت اقتصادی و چه امنیت انرژی.

اگر ما گاز به اندازه کافی نداشته باشیم ممکن است برق هم نداشته باشیم. برق که نداشته باشیم ممکن است بعضی از کارخانه ها تعطیل شود. ممکن است یک عده هم تخطی کنند و دست اندازی یا دست درازی کنند. پس سیاست های جدید در دولت آقای روحانی، تاثیرگذار بوده است.

این که آقای احمدی نژاد که می گفت قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد تاثیر ندارد و اینقدر قطعنامه بدهند تا قطعنامه دان آنها پاره شود، صحبت هایی بی ارزش بود. در دولت آقای روحانی مذاکرات جدی با بخشی از دنیای متمدن شروع شد و با وجود لابی وهابی ها و صهیونیست ها، بخش عمده ای از تحریم های مربوط به هسته ای برداشته شد. این موجب نفس کشیدن شده است.

البته یک شبه، نمی توان همه کارهای دلخواه را انجام داد. باید در گذر زمان به اهداف خودمان برسیم و مشکلات خود را رفع کنیم. من امیدوارم الان با سیاست های تولید و اشتغال، آثار بیشتری در اقتصاد ببینیم. اما پیش شرط این که به تولید و اشتغال برسیم، این است که پول نفت صادر شده، به حساب سرمایه برود و اشتغال آفرینی اتفاق بیفتد. پول نفتی هم که در داخل کشور مصرف می کنیم در تولید ملی، نقش بازی کند.

من نمی دانم مردم چقدر به مسائل تخصصی نفت و گاز آگاهی دارند. مردم ما می بینند عربستان سعودی این همه زور زد که ایران را از بازار خارج کند. اما در سال گذشته، وقتی که می خواستند در اوپک برای محدود کردن تولید نفت کشورهای عضو تصمیم بگیرند، منطق دولت ایران را قبول کردند که چون ایران در دوره تحریم بخشی از سهم خودش را در بازار از دست داده است، الان بتواند حتی افزایش تولید داشته باشد.

حتی بزرگترین تولید کننده های نفتی دنیا که روسیه و عربستان هستند مجبور شدند قبول کنند ایران، بتواند سهمیه خود را بازپس بگیرد. این خودش یک غرور ملی است. درباره مسائل اقتصادی هم، امیدوارم دولت موفق شود و بتواند پول نفت را چه فروش داخلی و چه فروش خارجی و حتی پول گاز را صرف عمران و آبادانی کند و در حقیقت سرمایه را تبدیل کند.

*آقای میرسلیم در زمان انتخابات ریاست جمهوری می گفتند دولت آقای روحانی از میادین مشترک به صورت غیر صیانتی برداشت می کند. می گفتند ما باید با این کشورهای مذاکره که با آنها مخزن مشترک داریم مذاکره کنیم و منابع نفت و گاز را با دست خودمان غارت نکنیم. آقای میرسلیم چنین نکاتی را مطرح کردند.
ما 23 میدان مشترک نفت و گاز با کشورهای همسایه داریم. کشورهای همسایه ای که ما داریم رفتار و شیوه عملکردشان در ارتباط با این 23 میدان مشترک به چه صورت است؟

-بحث مذاکره چه هست؟ طبق کدام قاعده بین المللی برویم راجع به میدانی که نصف آن در طرف ما قرار دارد و نصف در طرف کشوری مثل عراق است، بگوییم بیا از این به بعد به این صورت تولید کنیم. اگر رفیق باشیم امکان آن وجود دارد.

اول این که کسانی که دشمن تراشی کردند، باید کاری کنند که همسایه ها فکر نکنند ایران به پنجره شان سنگ می زند. در ضمن کاری کنیم و به طرف مقابل هم بگوییم که کلوخ انداز را پاداش سنگ است. به طرف مقابل بگوییم شما حق ندارید به پنجره ایران سنگ بزنید و اگر بزنید ما هم می توانیم بزنیم.

بنابراین اول باید روابط را به صورت طبیعی در بیاوریم و بعد بنشینیم با همدیگر صحبت کنیم. برای مثال اگر یک درخت گردو باشد که نصف شاخه ها در باغ دیگری است و نصف آن در باغ ما باشد در این قضیه، قاعده وجود دارد. بر اساس قاعده، می گویند گردوهای شاخه هایی که در باغ دیگر قرار دارد، مال همسایه است و گردوهایی که در باغ ما قرار دارد مال ما باشد.

اما برای مخزن نفتی مشترک، قاعده وجود ندارد. مگر این که برویم با تک تک کشورهای همسایه مذاکره کنیم و به توافق برسیم. برای این که به توافق برسیم، باید با هم رفیق باشیم.

*ما 23 میدان مشترک نفت و گاز با کشورهای همسایه داریم. عملکرد این کشورهای همسایه در چند دهه اخیر نسبت به میدان های مشترک نفت و گاز چطور بوده است؟

-این که عقرب ها، آدمی را نیش زنند، از ترس جان خویش زنند. کلام شیخ سعدی است که معروف است. یعنی اصلا طرف ما، باید احساس خطر نکند. بعضی از نحله های فکری، ذاتا ضد ایرانی هستند مثل وهابی ها. یک وهابی می گوید من با شما از روز اول اسلام اختلاف دارم و تو رافضی هستی و رافضی را باید کشت.

آدمی که می گوید تو رافضی هستی و باید تو را بکشم، با او نمی شود مذاکره کرد. آنها می روند و یارگیری می کنند. گفته اند که دشمن دشمن تو، دوست تو است. پس ما باید کاری کنیم که بیخودی دشمن نداشته باشیم.

شما گفتید که من سفیر بوده ام. به نظر من، سفیر باید در کشور مقابل، پیگیر منافع ملی و امنیت ملی باشد. مهمترین امنیت ملی، عدم ایذا[آزار و ستم] است یعنی ایذا نکنیم و ایذا نشویم. این کلام حضرت رضا(ع) است.
ما اگر می خواهیم خیال مان راحت باشد که یک فرد، به ما ایذا نمی کند، ما نیز باید کاری کنیم آن طرف خیالش راحت باشد که ایذا نمی کنیم. بعد با همدیگر صحبت می کنیم. می گوییم اگر بخواهیم از این مخزن مشترک، خوب بهره برداری کنیم تو اصرار نکن که تا می توانی از این مخزن نفت استخراج کنی.

قاعده ای وجود ندارد که در جایی شکایت کنیم. اما این قاعده وجود دارد اگر کسی، از مرز یک کشور متجاوزانه عبور کند مشمول فصل پنجم منشور سازمان ملل متحد می شود که تجاوز قابل محکومیت است و قابل مقابله به مثل است. در آن زمان چون دشمن تراشی کرده بودیم وقتی صدام به ما تجاوز کرد ما نتوانستیم در سازمان ملل، علیه این تجاوز قطعنامه بگیریم.

*ما با چند کشور همسایه خودمان مخازن و میادین مشترک نفت و گاز داریم. بزرگترین میدان گازی جهان هم همین پارس جنوبی است بین ما و قطر. در همه سال های اخیر قطر تلاش می کرد که گاز بیشتری استخراج کند و ایران هم همیشه در میزان برداشت از قطر عقب بود. برای مثال واقعا با قطر می شود مذاکره کرد که کمتر و صیانتی برداشت کنیم؟

-از یک جهت می شود و از یک جهت هم نمی شود. مذاکره، مبنا می خواهد. برای مثال شما طبق قرارداد یک واحد مسکونی را اجاره کرده اید و صاحب خانه طبق آن قرارداد می تواند از مدتی قبل به شما بگوید خانه را تخلیه کنید ولی اگر قراردادی نباشد طرف مقابل می گوید بر اساس چه ملاکی. او می گوید من هر چه زور دارم و هر چه پول دارم، برمی دارم.

میدان مشترک نفتی، مثل یک قنات نیست که عبور می کند و حق آبه هر فرد هم معلوم است. اگر شما بروید این حرف را به قطر بزنی، معذرت می خواهم همان قطری به شما می گوید شما در کشوری زندگی می کنید که حق آبه های با قدمت 300 ساله را از بین برده اید.

ما می دانیم که در کشور ما اینقدر آب از چاه های آب برداشت کرده اند که سطح آب های زیرزمینی مثلا 300 متر، پایین رفته است. حق آبه تالاب ها را هم خورده ایم. در چنین حالتی آن قطری به ما می گوید بابت چه این حرف را می زنی. پس اول باید اهل ملاک بود. من می گویم پولی را در اختیار داریم ولی باید بدانیم که چگونه  به درستی از این پول استفاده کنیم.

زمانی که این میدان مشترک پارس جنوبی کشف شد وظیفه دولت قبل از انقلاب بود که برود قرارداد تقسیم بندی و چگونه بهره برداری کردن را امضا کند. چون این کار را انجام نداده اند در نهایت کار به اینجا کشیده است.

وقتی ما در خواب بودیم یا وزیر نفتی داشتیم که بی سواد بود، نرفتیم تامین سرمایه کنیم برای استخراج. اما قطری ها  با کمک دوستان خودشان، اقدام کردند. وقتی آقای خاتمی رئیس جمهور شد، بالاخره گفت این اولویت دارد و شروع به چاه زدن کردیم.

*از سال 1368 یا حدود 1988 به مدت 25 سال قطری ها 400 میلیارد دلار در صنایع نفت و گاز خودشان سرمایه گذاری کرده اند. گفته شده ایران طی حدود 25 سال بین 40 تا 70 میلیارد دلار در پارس جنوبی و عسلویه سرمایه گذاری کرده است.
شما اشاره ای داشتید اما اگر ما از قطری ها بخواهیم که غیر صیانتی از مخازن گازی برداشت نکنند و به نحو عقلایی برداشت کنند، قطر چنین پیشنهادی را می پذیرد و می آید در مورد اجرای آن صحبت کند؟

-مملکتی که 800 میلیارد دلار سرمایه اش را ضایع کرده است و گروهی که این کار را انجام داده اند نباید در خصوص این موضوع صحبت کنند که چرا ما سرمایه نداشته ایم که در پارس جنوبی سرمایه گذاری کنیم.

تکنولوژی سرمایه گذاری در میدان های گازی پُر فشار، در اختیار چند شرکت است و اصل این شرکت ها نیز آمریکایی است. ما بزرگترین مخزن پُر فشار را داشته ایم ولی با کشوری که این تکنولوژی را دارد روابط دوستانه ای نداریم.

نتیجه اش چه شده ؟ از یک طرف ما تکنولوژی تاسیس این نوع چاه ها را نداشته ایم. از طرف دیگر پول آن را نداشته ایم. پولی هم که داشته ایم معلوم نیست آن را چه کار کرده ایم. بعد ما نگران این هستیم که چرا ما 70 میلیارد دلار سرمایه گذاری کرده ایم. خُب می توانستیم 300 میلیارد دلار سرمایه گذاری کنیم. تمام شد و رفت.

*مخزن پارس جنوبی ما و به تعبیر قطری ها «گنبد شمالی»، از لحاظ ساختار چگونه است و آیا بخش های آن با هم ارتباط دارد که اگر یک کشور گاز بیشتری استخراج کند سهم کشور دیگر را می تواند ببرد؟

-سهمی وجود ندارد. سهم، وقتی است که یک برگه کاغذ داشته باشید و بگویند شما یک سهم کارخانه فلان را داری. این میدان گازی، یک خط مرزی دارد و یک مقدار گاز و میعانات گازی، در طرف ما قرار دارد و یک مقدار در طرف قطر قرار دارد. آن زیر مثل یک حوض آب است.

شریان هایی هست مثل یک درخت پُر شاخه که همه به تنه درخت وصل است. اگر ما جای  این شاخه ها را به درستی پیدا کنیم ممکن است که فشار از یک شاخه دیگر، به این شاخه بیاید. این همان سرمایه گذاری صیانتی است که آقای میرسلیم می خواسته بگوید ولی تعبیرش این شد. آیا حالا ما باید اعتراض کنیم که چرا آمریکا این تکنولوژی را به قطر داده و به ما نداده است؟

من با توجه به این نوع مسائل بود که بعد از انقلاب، همین موضوع را خدمت حضرت امام(ره) عرض کردم. حضرت امام در زمان شروع جنگ عراق، به من امر کردند و گفتند خُب پس خودت برو راجع به روابط با آمریکا مذاکره کن. بعد ما رفتیم مذاکره کردیم و همین هم حزبی های آقای میرسلیم، همه چیز را به هم زدند. برو داستان آن را بخوان.

*اگر نکات کلیدی ماجرا را بگویید خوب است.

-قضیه ماموریتی است که مرحوم امام به من و صادق طباطبایی به طور جداگانه تفضل کردند و گفتند آن قضیه را برویم حل کنیم. بعد آقایان می گفتند که شما رفتید و گفتید ما در شورای امنیت، تقاضا کنیم متجاوز را بیرون کنند. در اصل دو تا ماموریت بود که به همدیگر وصل می شد. یکی مذاکره با آمریکا بود و دیگری درباره حمله صدام به ایران. من به عنوان مامور ویژه به سازمان ملل رفتم. اما بعدا گفته شد آقای رجایی(نخست وزیر وقت) به نیویورک می آید.

ما گفتیم طبق منشور سازمان ملل، اول باید شورای امنیت رای بدهد که چه کشوری متجاوز است و اگر رای داد عراق متجاوز است، آن وقت شورای امنیت، علیه متجاوز قطعنامه صادر می کند. یعنی چه که برخی گفتند ما نمی خواهیم در سازمان ملل ادعانامه طرح کنیم؟

من گفتم شورای امنیت سازمان ملل، برای حقوق مرزی مثل دادگاه است. اگر در دادگاه، خارج از موضوع صحبت کنیم، قاضی می گوید خارج از موضوع صحبت نکن.

در آن زمان من نماینده ایران در سازمان ملل بودم. می گفتم من وقت گرفته ام که راجع به تجاوز صدام به ایران صحبت کنم این حرف ها چه هست که شما بگویید در زمان شاه، ما را شکنجه می دادند. نگذاشتند قطعنامه را با همکاری دوستانی که حاضر بودند کمک کنند، به تصویب سازمان ملل برسانیم. وقتی این کار انجام نشد، رفتند قرارداد احمقانه 1981 الجزایر(بین ایران و آمریکا در سال 1359) را امضا کردند.

*ما میدان مشترک نفتی با عربستان داریم که یک میدان، فروزان است و یکی هم میدان نفتی اسفندیار. وضعیت توسعه و برداشت از این میدان چگونه است توسط ایران و عربستان؟

-وقتی ما سرمایه را می خوریم نمی توانیم در این میدان مشترک نفتی سرمایه گذاری کنیم. شما اگر یک سیب دارید و آن را خوردید، دیگر آن را ندارید. ما هم می گوییم که باید ما در میدان های مشترک با اولویت یک در 40 سال گذشته سرمایه گذاری می کردیم. ما به اندازه کافی سرمایه گذاری نکردیم ولی نمی توانیم به عربستان بگوییم تو چرا سرمایه گذاری کردی. ما پول های نفت را می گیریم و می خوریم. این اقتصاد، اقتصادی شکمی است.

*در فروردین سال 1392 مقامات وزارت نفت کشورمان گفته بودند که 400 میلیون دلار می خواهیم برای سرمایه گذاری در میدان اسفندیار. آن سرمایه گذاری بالاخره انجام شد؟

-آن میدان، تکنولوژی چاه های افقی را لازم دارد و باید آن را داشته باشیم. البته باید عقل هم داشته باشیم. این کار  توسط  ما انجام نشده است ولی کشورهای دیگر، کار خودشان را برای استخراج نفت انجام می دهند.

*میدان آرش بین ایران و کویت و عربستان مشترک است و کویتی ها اسم آن را الدوره گذاشته اند. کویت و عربستان بدون اطلاع دادن به ایران در سال 2000 مطالعات برای فعالیت های اکتشافی را شروع کرده بودند تا از آن میدان برداشت داشته باشند. وضعیت این میدان مشترک به چه صورت است و آیا با کویت هم نمی شود برای رسیدن به توافقات لازم صحبت کرد؟

-سعودی از سال 1928 به همه کشورهای کشورهای همسایه خودش تجاوز کرده است. یعنی به قطر، به عمان، به کویت، به یمن و به همین امارات جمله کرد. حتی قبل از این که کشوری به نام امارات تاسیس شود. وهابیت یعنی همین.

*کویت و عربستان شرکت مشترکی با نام کی جی او (KJO) برای استتخراج از میدان مشترک آرش تاسیس کره اند و به صورت برابر و با سهم 50-50  شروع به برداشت از این میدان گازی  کرده اند. عربستان و کویت برای برداشت از این این میدان گازی به توافق رسیده بودند.

-عربستان اول به این کشورها حمله کرده است و بعد گفته شورای همکاری خلیج فارس تاسیس می کنیم، مرزها را محترم می شماریم. درباره آن منابع زیرزمینی هم می نشینیم و توافق می کنیم. اگر که من چاه افقی می زنم تو هم برو پول جور کن و تکنولوژی جور کن و چاه افقی بزن.

*یعنی شما معتقدید روابط باید کاملا دوستانه باشد و بعد استفاده از این میدان های مشترک؟

-بله. واقعیت این است که این کشورها و ما روابط دوستانه نداریم.

*به هر حال ما با عراق هم مرز مشترک داریم و میادین نفتی مشترک در نفت شهر و دهلران و همچنین استان خوزستان است. با عراق که در این دوره جدید روابط ما خوب هست وضعیت چگونه است؟

-قاعده این است. خداوند می فرماید: خُذِ العَفو وَامُر بِالعُرف وَأعرِض عَنِ الجاهِلین [سوره اعراف-آیه 199]. برای مذاکره این سه قاعده وجود دارد. اولا اگر فردی یک روز حرف بدی به تو گفته است بگو گذشته، گذشت. چون همراه با فحش دادن، نمی شود مذاکره کرد.

بعد می گوید «وَامُر بِالعُرف». یعنی امر کن به همه به چیزی که مورد قبول عقلای عالم است عمل کنند. بگوییم شما مطلبی می فرمایید که من قبول ندارم. می گوییم می رویم به دادگاه بین المللی لاهه. البته وقتی می خواهیم به آنجا برویم باید وکیل خوب داشته باشیم.

همچنین «وَأعرِض عَنِ الجاهِلین». خداوند می فرماید از جاهل دوری گزین. شما اگر به جاهل جایزه دادید، عقلای عالم که اهل معروف هستند با شما مذاکره نمی کنند. در این حالت حتی اگر بگویید ما با هم بردار و رفیق هستیم، دیگر حرف شما را قبول نمی کنند.

این یک پکیج خداوندی است. همه اینها حکمت است. پس شما وقتی می توانید مذاکره کنید که روابط خود را تلطیف کرده باشید و بعد درباره این نوع مسائل صحبت و مذاکره کنید.

*در سال 1390 ایران و عراق توافق کرده اند که در سه میدان مشترک نفتی به صورت مشارکتی برای استخراج نفت اقدام کنند و فعالیت های توسعه ای این میدان های نفتی را انجام بدهند. با عراق چون ارتباط دوستانه داریم انجام این نوع کارها امکانپذیر است؟

-در سال 1353 که دکترای خودم را در آمریکا گرفتم مقاله ای نوشتم. در آنجا گفتم شاه به جای این که در اوپک داد و فریاد کند، باید با همسایه ها برای میزان تولید در اوپک و نحوه بهره برداری از میدان های مشترک مذاکره کند و قرارداد لازم الاجرای بین المللی امضا کند.

در سال بعد از آن، ایران قرارداد 1975 الجزایر را با عراق امضا کرد. ایراد من به قرارداد 1975 الجزایر، ننوشتن یک فصل برای میدان های مشترک است. یک ایراد دیگر در آن مقاله نوشتم و گفتم آقای شاه، شما استقلال بحرین را قبول کردی ولی به چه دلیل عرض دریایی را خط منصف گذاشتی.

در آن زمان گفتم انگلیسی ها در خصوص مالکیت جزایر مالویناس یا همان فالکلند با آرژانتین اختلاف دارند. این جزایر در 400 کیلومتری آرژانتین قرار دارند.

ایران هم باید می گفت خط مرزی جزایر مالویناس 12 کیلومتری مرز آرژانتین است و نه خط منصف. من گفتم حالا که انگلیسی ها به تو تحمیل
کرده اند استقلال بحرین را قبول کنی و همه پرسی دروغین استقلال بحرین را انجام داده  و حقوق مردم بحرین را پایمال کرده اند، ایران باید بگوید حد آب های ساحلی مثلا 20 مایل.

اگر این موضوع را تثبیت کرده بودند آن وقت خط ما با قطر، در خلیج فارس پایین تر می رفت و به قطر نزدیک تر می شد. یعنی مرز آبی ایران، بیشتر می شد و بخش بیشتری از پارس جنوبی در آب های ساحلی ایران قرار می گرفت.
این ایراد، هنوز باقی مانده است ولی چون این قراردادها را نوشته و امضا کرده اند، دیگر نمی توان آنها را باز کرد. باید یک قرارداد جدید بنویسیم. در قرارداد 1975 الجزایر، با عراق ننوشتند.

بعد هم که جنگ اتفاق افتاد. بعدا هم مذاکرات قطعنامه 598 سازمان ملل را داشتیم. بنده افتخار می کنم که یکی از اعضای مذاکره کننده قطعنامه 598 بودم. اما در آنجا نمی شد این بحث ها را مطرح کرد. الان تنها کشوری که شاید می توان به طور جدی با آن مذاکره کنیم و لذا نیاز به دیپلماسی انرژی داریم، همین کشور عراق است. ما باید به عراق بگوییم که میدان های مشترک را برای چگونگی استخراج تقسیم بندی کنیم و حتی سرمایه گذاری مشترک انجام بدهیم.

*مثل همین عراق که می گویید، آیا مذاکره با کویت و عربستان و قطر، در مورد همین میادین مشترک نفتی و گازی به سرعت به نتیجه نمی رسد؟

-اول بگویم نمونه قرارداد بهره برداری از میدان مشترک هم، قراردادهایی است که بین هلند و انگلیس و نروژ برای دریای شمال امضا شده است. این همان چیزی است که قرآن می فرماید یعنی: «وَامُر بِالعُرف». ما باید بگوییم دوستان و برداران یا دشمنان این نوع قراردادها وجود دارد و این هم آیه قرآن و این هم این که عقلای عالم در زمینه میدان های مشترک با هم مذاکره کرده اند پس ما هم این کار را انجام بدهیم.

بنابراین، آن قراردادها امضا شده و بهترین نمونه همکاری است. حتی در یک میدان مشترک در آنجا، ایران با شرکت انگلیسی بریتیش پترولیوم(BP)، مشارکت دارد. چون قرارداد داشتیم و حق مشارکت ما در آنجا حفظ شده است.

اول ما باید با یک کشور، جای پا را سفت کنیم و بعد مذاکره کنیم. اول با عراقی که حاضر است با ما صحبت کند، کارمان را انجام بدهیم و بعد با آن کشوری که سنگ می پراند مذاکره کنیم. همان کشوری که ترامپ را به منطقه می آورد و با نتانیاهو قرارداد سرّی امضا می کند. کسی که با نتانیاهو قرارداد سرّی امضا کرده، پیدا است که اگر ما بگوییم بیا با همدیگر مذاکره کنیم می گوید برو پی کارت.

*بعد از این که پیروز انتخابات ریاست جمهوری مشخص شد و آقای روحانی از همگان دعوت به همکاری کردند، آقای میرسلیم نامه ای به آقای روحانی نوشته و خطاب به ایشان گفته اند که شما یکی از کانون های تفکر ریاست جمهوری را ایجاد کنید و نامزدهای ریاست جمهوری که علاقه مند به همکاری هستند در جلساتی که برگزار می شود پیشنهادهای خودشان را بدهند و این پیشنهادها توسط دولت عملیاتی شود.
آقای دکتر شمس شما فکر می کنید در قضیه میدان های مشترک نفت و گاز، کاندیداهای رقیب آقای روحانی واقعا ایده هایی دارند که به خوبی آن ایده ها را اجرا کرد؟

-آقای میرسلیم همکار دانشگاهی ما هستند. ایشان متخصص مکانیک موتورهای درون سوز است. ایشان را چه به این که راجع به حقوق بین الملل صحبت کنند. پس به آقای میرسلیم بگویید شما راجع به جراحی قلب هم نظر بدهید.

مراکزی وجود دارند که بررسی می کنند. در آن مراکز، متخصصان هم حضور دارند. به متخصص برق و متخصص مکانیک و مهندس موتورهای
درون سوز هم برای این نوع مذاکرات، نیازی وجود ندارد.

*یعنی هر کس در جای خودش باشد و در آن زمینه که تجربه دارد از او استفاده شود؟

-بله. حوزه نفت و گاز نیاز به تخصص های بالا دارد. در کشورهای دیگر، عمرو عاص های دنیا در این زمینه فعالیت می کنند. وقتی ابوموسی اشعری با عمروعاص مذاکره کند، نتیجه اش معلوم است که  چه می شود.

برچسب ها:

دیدگاه خود را ارسال کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.